شخصی برای معالجه نزد طبیبی رفت. پس از معالجه گفت: آقای دکتر! من کارگرم و بر اثر بیکاری پول ندارم که به تو بدهم. دکتر گفت: مانعی ندارد، افراد زیادی مانند شما به ما رجوع کرده اند و ما در عوض پول از حرفه و شغل آنها استفاده کرده ایم؛ مثلاً اگر کسی آهنگر بوده در مقابل حق ویزیت، در و پنجره برای ما ساخته و یا نجّار بوده کارهای نجّاری برای ما انجام داده؛ بفرمائید شغل شما چیست که من استفاده کنم؟ آن شخص گفت: پدر من گورکن است و خودم مرده شوی، هر وقت مُردی تو را مجّانی شسته و دفن می کنیم!