| داستان اخلاقی |
| ساعت ٢:٢٥ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥ |
|
فرزند کوچک یکی از دوستان بیمار بود و طبعاً نیاز به محبّت بیشتر داشت، پدر برادر بزرگتر را به صورت خدمتکاری برای او درآورده بود چیزی نگذشت که پسر بزرگ گرفتار بیماری روانی ناشناخته ای شد، به آن دوست گفتم فکر نمی کنی سرچشمه اش عدم عدالت در اظهار محبّت بوده باشد، او که این سخن را باور نمی کرد، به یک طبیب روانی ماهر مراجعه کرد، طبیب به او گفت فرزند شما بیماری خاصّی ندارد سرچشمه ی بیماریش همین است که گرفتار کمبود محبّت شده و شخصیّتش ضربه دید. در حالی که برادر کوچکتر اینهمه محبّت دیده است.
کلمات کلیدی: روانشناسی
|
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : با سلام.به وبلاگ من خوش آمدید. بازه موضوعات را وسیع کردم تا یه ذره گوش وچشممون باز بشه ولی به دور از شهوت و اینا .... امیدوام پند و اندرز بگیرید و ما را هم از دعای خیرتون بی بهره نگذارید.. ان....تقاد و پیش...نهاد هم پذیرفته می شود. کاری بود . . . . . خبرم کنید. بای. پروفایل مدیر : نمکی |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |


